متوالیا

متضادها

منقطع، گسسته، پراکنده

لغت نامه دهخدا

( متوالیاً ) متوالیاً. [ م ُ ت َ یَن ْ ] ( ع ق ) از پی هم و پی در پی و بدون انقطاع. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بطور توالی: دانشجویان متوالیا وارد میشدند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران