منجذب

لغت نامه دهخدا

منجذب. [ م ُ ج َ ذِ ] ( ع ص ) کشیده شونده. ( آنندراج ). کشیده شده و جذب شونده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
- منجذب گردیدن؛ جذب شدن: اشعه انوار جمال احدیت... منعکس شود و احداق بصیرت به مشاهده آن منجذب و ممتلی گردد. ( مصباح الهدایه چ همایی ص 226 ).
|| ربوده شده. ( ناظم الاطباء ). || برگردنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). || تیزرونده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

کشیده شونده. کشیده شده و جذب شده

جمله سازی با منجذب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خود آن آثار حسن حقتعالی است دل از وی منجذب سوی دل آراست

💡 رموز سر اناالحق چه داند آن غافل که منجذب نشد از جذبه‌های سبحانی

💡 بدینسان تا بکلی منجذب شد یکی خود حب و محبوب و محب شد

💡 هر آن میلی که ترک از خود محب کرد بخود محبوب بازش منجذب کرد

شارلوت یعنی چه؟
شارلوت یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز