لغت نامه دهخدا
منتصل. [ م ُ ت َ ص ِ ] ( ع ص ) پیکان بیرون افتاده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
منتصل. [ م ُ ت َ ص ِ ] ( ع ص ) پیکان بیرون افتاده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هوا یا گازهای متصاعد شده از روغن وارد لوله رابط بین ترانسفورماتور و منبع ذخیره روغن شده و به داخل رله بوخهلتس که در یک قسمت از این لوله قرار دارد راه یافته و به طرف قسمت بالای رله که به صورت مخزن گاز درست شده صعود میکند و در آنجا جمع میشوند و گازهای راه یافته به داخل رله بوخهلتس به سطح فوقانی روغن فشار میآورد و باعث پایین آوردن سطح روغن در رله بوخهلتس میگردد. این فشار به شناور بالایی رله منتصل می شودو ان را به طرف پایین میراند. حرکت شناور باعث بستن یا باز کردن کنتاکتها میشود که جهت دادن در یک محفظه جیوهای تعبیه شده است.