ملیل

لغت نامه دهخدا

ملیل. [ م َ ] ( ع ص ) کوماج و گوشت در خاکستر پخته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). نان در خاکستر گرم یعنی ملة پخته. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || طریق ملیل؛راه سپرده و روشن. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ). راه پاسپرده و آسان. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
ملیل. [ م ُ ل َ ] ( ع اِ ) زاغ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).زاغ و کلاغ. ( ناظم الاطباء ). غراب. ( اقرب الموارد ).
ملیل. [ م ُ ل َی ْ ی َ ] ( ع ص ) لیل ملیل؛ شب تاریک. ( منتهی الارب ). شب دراز و تاریک. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

لیل ملیل شب تاریک.

جمله سازی با ملیل

💡 تجربه اولین پرواز باعث شد که پرواز به عنوان هدف اصلی او در کودکی شود و توانست به مدرسه تیط ملیل در دارالبیضاء که کل خانواده بخاطر او به آنجا نقل مکان کرده بودند برای آموزش خلبانی وارد شود. وقتی ثریا وارد این مدرسه شد تنها ۱۶ سال داشت و برای یک دختر مراکشی تنها قرار گرفتن در میان نخبگان فرانسوی و اسپانیایی و ایتالیایی بسیار سخت بود.

نظافت چی یعنی چه؟
نظافت چی یعنی چه؟
تانک یعنی چه؟
تانک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز