لغت نامه دهخدا
مقلدی. [ م ُ ق َل ْ ل ِ ] ( حامص ) مسخرگی و بذله گویی. ( ناظم الاطباء ). شغل و عمل مقلد. و رجوع به مقلد شود.
مقلدی. [ م ُ ق َل ْ ل ِ ] ( حامص ) مسخرگی و بذله گویی. ( ناظم الاطباء ). شغل و عمل مقلد. و رجوع به مقلد شود.
عمل و شغل مقلد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محمدتقی بهار در سبکشناسی نثر کاشفی را متقن دانسته است. به گفتهٔ او کاشفی گاه ساده و موجز مینویسد خاصه در کتب علمی و گاه از سعدی و گلستان تقلید میکند مانند روضة الشهدا و اخلاق محسنی ولی پیشرفت چندان در فن نثر صنعتی ندارد چون به عقیدهٔ او هیچ مقلدی در این امر پیشرفت نکرده است.
💡 آفت اعتبار کس ننگ مقلدی مباد سوخت بنای شمع منگریهٔ بیندامتی