مغازلی

لغت نامه دهخدا

مغازلی. [ م َ زِ لی ی / م َ زِ ] ( ص نسبی ) منسوب است به مغازل که عمل و معامله دوکها باشد. ( از الانساب سمعانی ).

جمله سازی با مغازلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شیخ بوبکر مغازلی استاد سیروانی بمصر بود وی گوید کی می‌خواستم کی بوالحسن مزین٭ را بیازمایم، بدر سرای وی شدم و در بزدم گفتم: یا اهل الدار واسونی بشئی. ای خداوند سرای! با من بچیزی مواساکن. وی گفت اهل را ای مومنه! چیزی بوی ده که اگر او اللّه شناختی بمن نیامدی، یعنی آزمودن فمرو حلیهم.

باری یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز