معیوبی

لغت نامه دهخدا

معیوبی. [ م َع ْ ] ( حامص ) مأخوذ از تازی، عیب داشتگی و عیب ناکی. || داغ داری و لکه داری. || رسوایی و بدنامی و بی آبرویی و ننگ داری. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به معیوب شود.

فرهنگ فارسی

ماخوذ از تازی عیب داشتگی و عیب ناکی

جمله سازی با معیوبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آواز آمد کای همه در معیوبی بیهوده چرا آب به هاون کوبی

💡 گر عیب مرا کنی شماری معیوبی خود بپوش باری

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز