مسنگ

لغت نامه دهخدا

مسنگ. [ م َ س َ ] ( اِ ) قماربازی ناشایسته. ( ناظم الاطباء ). بازی قمار. ( شعوری ). || لاف. ( ناظم الاطباء ). لاف. گزاف. ( از شعوری ). || تلاق وبظر. ( ناظم الاطباء ). لحم زائد فرج زنان. ( شعوری ).

فرهنگ فارسی

بازی ناشایسته

جمله سازی با مسنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا زر شعر من از سکه تو نام گرفت هر در مسنگ مرا قیمت دیناری هست

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز