مست بازی

لغت نامه دهخدا

مست بازی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) عمل مست. اعمالی همانند اعمال مستان. حرکاتی به گونه مستان.
- مست بازی درآوردن؛ کمی مشروب نوشیدن و خود را به مستی زدن. تقلید مستان درآوردن در غیرحالت مستی.
- || مست بودن و حرکات مستانه کردن. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).

فرهنگ فارسی

مست بازی در آوردن. ( مصدر ) کمی مشروب نوشیدن و خود را بمستی زدن تقلیدمستان را در آوردن در غیر حالت مستی

جمله سازی با مست بازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زمستان رفت بیرون مست بازی همه در بر قباهای نمازی

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز