مرون

لغت نامه دهخدا

مرون. [ م َ ] ( ع ص ) مغلوب و مقهور. ( از منتهی الارب ).
مرون. [ م ُ ] ( ع مص ) نرم شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). نرم گردیدن با اندک سختی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || سخت گردیدن دست بر کار و سخت گردیدن روی بر امر. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || عادت کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). خوی کردن بر چیزی. ( از منتهی الارب ). اعتیاد یافتن بر چیزی و ادامه دادن آن. ( از اقرب الموارد ). || فرسوده شدن. ( تاج المصادر زوزنی ). مرانة. مرونة.

فرهنگ فارسی

نرم شدن

جمله سازی با مرون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جبل حیدر از اسرائیلی است که در سلسله جبال کوه مرون در ناحیه الجلیل بالا می‌باشد.

💡 نام این جامعه از نام خاخام شمعون بار یوحای گرفته شده‌است که طبق سنت یهودی در کوه مرون در همان نزدیکی به خاک سپرده شد.

💡 اریک رایدی که به عنوان خبرنگار در تونس مشغول به کار بود، زمانی که آگاهی یافت مرون استفانوس، فعال برجسته پناهندگان، گزارش‌هایی مربوط به همین قایق شبح را مورد بررسی قرار داده با وی تماس گرفت. مرون در پی تماس مرموزی بود که با خویشاوندان کسانی که در قایق شبح بودند گرفته شده بود. برخی از مسافران بازداشتی زندان تونس بودند. با این حال، تحقیق بیشتر نشان داد که تماس تلفنی در اساس دروغ بوده است.

💡 بار یوحای (عبری: בַּר יוֹחַאי‎) یک شهرک مذهبی یهودی در شمال اسرائیل است. در نزدیکی کوه مرون قرار دارد و تحت صلاحیت شورای منطقه ای الجلیل شمالی بد. تا سال ۲۰۱۷ جمعیت آن ۱.۰۱۴ نفر بوده‌است.

کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
شرح حال یعنی چه؟
شرح حال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز