لغت نامه دهخدا
گهربخش. [ گ ُ هََ ب َ ] ( نف مرکب ) مخفف گوهربخش. بخشنده گوهر. سخی:
رفتند خسروان گهربخش زیر خاک
از ما نصیب شان رضی اﷲ عنهم است.خاقانی.
گهربخش. [ گ ُ هََ ب َ ] ( نف مرکب ) مخفف گوهربخش. بخشنده گوهر. سخی:
رفتند خسروان گهربخش زیر خاک
از ما نصیب شان رضی اﷲ عنهم است.خاقانی.
( صفت ) آنکه گوهر بخشد کسی که گوهر نثار کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برتو آمده دریا که تا بیاموزد سخا زدست گهر بخش معدن انجامت
💡 در مسند سروری و صدری ننشست هرگز چو تو سرور گهر بخش بحق
💡 ای تو را ابر درم بار لقب وی تو را بحر گهر بخش خطاب
💡 ابرست وزیر و عضدالدوله دریاست دریای گهر بخش بر ابر مطیرست
💡 دست دریاش گهر بخش تو هنگام عطا همچو ابریست که خاصیت دریا دارد
💡 برو همچو دریا گهر بخش باش و یا همچو کان سیم و زربخش باش