لغت نامه دهخدا
گنج خواه. [ گ َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) خواهنده گنج. طالب گنج:
در گنج بگشاد بر گنج خواه
توانگر شد از گنج و گوهر سپاه.نظامی.
گنج خواه. [ گ َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) خواهنده گنج. طالب گنج:
در گنج بگشاد بر گنج خواه
توانگر شد از گنج و گوهر سپاه.نظامی.
( صفت ) طالب گنج: در گنج بگشاد بر گنج خواه توانگر شد از گنج و گوهر سپاه. ( نظامی )