لغت نامه دهخدا
گلودن. [ گ ُ دَ ] ( مص ) پر کردن. ( آنندراج ). انباشتن و پر کردن. ( ناظم الاطباء ).
گلودن. [ گ ُ دَ ] ( مص ) پر کردن. ( آنندراج ). انباشتن و پر کردن. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او معلم ویلهلم فن گلودن بود و به کار و آزمایش تکنیکهای چاپ تصاویر او علاقه وافری داشت. تولیدات وی عمدتاً به مناظر و بناهای تاریخی مناطق محلی همراه با معرفی موفقیتآمیز چهرههای انسانی در آن مناظر اختصاص داشت.