لغت نامه دهخدا
گزارش کن. [ گ ُ رِ ک ُ ] ( نف مرکب ) معبر و مفسر و بیان کننده:
گزارش کن زیور تاج و تخت
چنین گفت کآنشاه فیروزبخت.نظامی.گزارش کن فرش این سبزه باغ
چنین برفروزد چراغ از چراغ.نظامی.
گزارش کن. [ گ ُ رِ ک ُ ] ( نف مرکب ) معبر و مفسر و بیان کننده:
گزارش کن زیور تاج و تخت
چنین گفت کآنشاه فیروزبخت.نظامی.گزارش کن فرش این سبزه باغ
چنین برفروزد چراغ از چراغ.نظامی.
( صفت ) ۱ - بیان کننده اظهار کننده. ۲ - شرح دهنده مفسر: گزارش کن فرش این سبز باغ چنین بر فروزد چراغ از چراغ. ( نظامی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به ژرفی بدین خواب من گوش دار گزارش کن و یک به یک هوش دار