لغت نامه دهخدا
گریستنی. [ گ ِ ت َ ] ( ص لیاقت ) درخور گریستن. لایق گریستن. رجوع به گریستن شود.
گریستنی. [ گ ِ ت َ ] ( ص لیاقت ) درخور گریستن. لایق گریستن. رجوع به گریستن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیر طریقت گفت: «در سر گریستنی دارم دراز، ندانم که از حسرت گریم یا از ناز، گریستن از حسرت بهره یتیم و گریستن شمع بهره ناز، از ناز گریستن چون بود این قصهایست دراز.»
💡 الهی در سر گریستنی دارم دراز، ندانم از حسرت گریم یا از ناز، گریستن از حسرت بهر یتیم و گریستن شمع بهر ناز، از ناز گریستن چون بود این قصه ایست دراز.