لغت نامه دهخدا
کسگر. [ ک َ گ َ ] ( ص مرکب ) کاسه گر. سفالگر. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کاسه گر شود.
کسگر. [ ک َ گ َ ] ( ص مرکب ) کاسه گر. سفالگر. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کاسه گر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا زمان افشاریه، بخش جنوبی شهرستان طوالش تابع حکومت کسگر بود و بخشهای میانی آن تا آستارا فرمانبر «ناو» و «طول» بود (اسپهند) و بخش شمالی آن را «گشتاسفی» یا «گشتاسبی» میخواندند و مرکز حکومتی آن «لنکران» بود.