لغت نامه دهخدا
کرسی خاک. [ ک ُ / ک ُرُ ] ( ص مرکب ) ماکیانی را گویند که از بیضه نهادن بازایستاده باشد. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
کرسی خاک. [ ک ُ / ک ُرُ ] ( ص مرکب ) ماکیانی را گویند که از بیضه نهادن بازایستاده باشد. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
ماکیانی را گویند که از بیضه نهادن باز ایستاده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ورنه قدرش داشتی طاق فلک کرسی خاک از میان برخاستی