کبک بشکستن

لغت نامه دهخدا

کبک بشکستن. [ ک َ ب ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از پی گم کردن است. ( انجمن آرای ناصری ):
ترا این کبک بشکستن چه سود است
که باز عشق کبکت را ربوده ست.نظامی ( از انجمن آرای ناصری ).رجوع به کبک شکستن شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از پی گم کردن است

جمله سازی با کبک بشکستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو را این کبک بشکستن چه سود است؟ که باز عشق کبکت را ربوده است