لغت نامه دهخدا
کبر کردن. [ ک ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تکبر کردن. کبر آوردن. کبر فروختن. باد کردن:
دعوی مکن که برترم از دیگران به علم
چون کبر کردی از همه دو نان فروتری.سعدی.
کبر کردن. [ ک ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تکبر کردن. کبر آوردن. کبر فروختن. باد کردن:
دعوی مکن که برترم از دیگران به علم
چون کبر کردی از همه دو نان فروتری.سعدی.
تکبر کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کبر کم کن که کبر کردن هست ناپسندیده عقلی و شرعی
💡 تکبر مکن بر من بنده زینسان کزین کبر کردن بتا در سرآیی