لغت نامه دهخدا
چورتی. [ چ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جنت رودبار بخش رامسر شهرستان تنکابن. 420 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه سار. محصولاتش غلات، لبنیات، گردوو سیب زمینی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
چورتی. [ چ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جنت رودبار بخش رامسر شهرستان تنکابن. 420 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه سار. محصولاتش غلات، لبنیات، گردوو سیب زمینی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
دهیست از دهستان جنت رود بار بخش رامسر شهرستان شهسوار ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مایاها در هندوراس چورتی نامیده میشوند که جمعیتی کمتر از ۶ هزار نفر دارند. مایاهای این کشور سنت مایایی خود را عمدتاً فراموش کردهاند و دیگر به گویش چورتی صحبت نمیکنند و پوشش سنتی آنها نیز کلاً تغییر یافته است. اخیراً تلاشهایی در رابطه با بازگشت چورتیها به فرهنگ قدیمشان انجام شده و تا حدودی آنها به یادگیری زبان نیاکان خود مشغول شدهاند. پیشهٔ اصلی مایاهای هندوراس که اسپانیایی زبان هستند، صنایع دستی و توریسم است. نوعی از عروسک که به نام عروسکهای هاسک شناخته میشوند، توسط این گروه قومی ساخته شده و معمولاً بهوسیلهٔ کودکان دستفروش به مشتریها عرضه میشود.