چشم عقل
مترادفها
بصیرت، درایت، خرد، بینش
لغت نامه دهخدا
چشم عقل. [ چ َ / چ ِ م ِ ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دیده عقل. چشم خرد. دیده باطن. چشم دل:
به چشم عقل درین رهگذار پرآشوب
جهان و کار جهان بی ثبات و بی محل است.حافظ.
جمله سازی با چشم عقل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بگو به مردمک دیده هنر شانی که ای ضمیر تو چون چشم عقل چشمه نور
💡 هنوز از پس چندین هزار سال وصال دو چشم عقل ز هجران عشق خونبارست
💡 ای دل چو چشم عقل نه بیند لقای دوست از عشق دیده وام نما حسن یاربین
💡 ببین از چشم عقل ای پاک دامن تو چندینی نکوئی کرده با من
💡 امشب حکیم مجلس ما شرح باده گفت چندانکه چشم عقل غنود از فسانه اش
💡 ما باید همیشه با چشم عقل به مسائل نگاه کنیم و اجازه ندهیم هیجانات لحظهای، مسیر درست و منطقی زندگی ما را به کلی منحرف کنند.
💡 در فلسفه یونان باستان، چشم عقل به عنوان ابزاری برای درک حقیقت و جدایی از توهمات دنیوی و رسیدن به دانش واقعی شناخته میشد.
💡 تصمیمگیری در شرایط بحرانی نیازمند آن است که فرد از چشم عقل بهره ببرد تا بتواند بر اساس واقعیتها، بهترین راهکار را انتخاب نماید.