کلمهی «پژمرده شدن» به معنای کمجان یا ضعیف شدن، از دست دادن شادابی و طراوت است. این واژه معمولاً برای گیاهان به کار میرود، زمانی که برگها و ساقهها حالت افتاده و خشک پیدا میکنند. پژمرده شدن میتواند به دلیل کمبود آب، نور ناکافی، بیماری یا شرایط نامساعد محیطی رخ دهد. این حالت نشاندهنده کاهش حیات و انرژی در موجود زنده است و بیانگر آسیب یا ضعف آن است. در زبان محاورهای و استعاری، پژمرده شدن به معنای افسردگی، خستگی یا کاهش روحیه انسان نیز به کار میرود. مثلاً فردی که از غم یا فشارهای روانی رنج میبرد، ممکن است «پژمرده» توصیف شود. پژمرده شدن در گیاهان و موجودات زنده هشداردهنده است و نیاز به رسیدگی و مراقبت دارد تا دوباره سرزندگی بازگردد.
پژمرده شدن
لغت نامه دهخدا
پژمرده شدن. [ پ َ م ُ دَ / دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) و پژمرده گشتن. پژمردن. پژمریدن. افسرده شدن. فسردن. پژولیدن. پخسیدن. ذبل. ذبول. پلاسیدن. خوشیدن.درهم کشیده شدن. ترنجیدن. الواء. ذَب. ذَوی. کبو. کُبو. ذَأو. ذَأی. قَبوب. کدء. کُدوء:
چو پژمرده شد چهره آفتاب
همی ساخت هر مهتری جای خواب.فردوسی.چو پژمرده شد روی رنگین تو
نگردد کسی گرد بالین تو.فردوسی.رز لاغر و پژمرده شد و گونه تبه کرد
غم را مگر اندر دل رز راه گذاریست.فرخی.تا گل رخسارها پژمرده شد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 295 ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ( پژمرد پژمرد خواهد پژمرد بپژمر پژمرنده پژمرده ) ۱- افسردن غمناک شدن. ۲- ترنجیدن خشک شدن. ۳- دگرگون شدن تبه گونه شدن. ۴- بی رونق شدن.
پژمرده گشتن پژمردن
جمله سازی با پژمرده شدن
💡 بنفشه به هیچ وجه گرما را دوست ندارد و با گرم شدن دمای هوا شروع به پژمرده شدن و مردن می کند.
💡 چند روز بعد، ری و ریچل به بوستون میرسند و در آنجا متوجه میشوند که گیاهان بیگانه در حال پژمرده شدن هستند و سهپایهها بهطور غیرقابل توضیحی در حال فروریختن هستند. هنگامی که یک سهپایه فعال ظاهر میشود، ری متوجه فرود پرندگان روی آن میشود که نشان میدهد سپرهای نیروی آن از کار افتاده است.