پنج پنج

لغت نامه دهخدا

پنج پنج. [ پ َ پ َ] ( ق مرکب ) پنجگان پنجگان. پنج تا پنج تا:
این زمان پنج پنج میگیرد
تا شده عابد و مسلمانا.عبید زاکانی.

جمله سازی با پنج پنج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به ده جای کوشش برانگیختند بهم پنج پنج اندر آویختند

💡 با خصمان شرط کن که روزی گه گه از شیر پنج پنج ازیشان ده ده

💡 فرزند قطعه قطعه برآرندش از رحم ماماش‌، پنج پنج و اطباش‌، چار چار

💡 دان که این آل عبا هستند پنج پنج اسرار خدا و پنج گنج

💡 هرکه بکاخت شتافت زان پس کاعزاز یافت بدره ستد پنج پنج صدره برد چارچار

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
اصالت یعنی چه؟
اصالت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز