لغت نامه دهخدا
زشت کردار. [ زِ ک َ / ک ِ ]( اِ مرکب ) کردار زشت. کار زشت. زشت کار:
ز یزدان شناس آنکه آمدت پیش
براندیش از آن زشت کردار خویش.فردوسی. || ( ص مرکب ) زشت کردار. بدکردار. بدعمل:
که ای زشت کردار زیبا سخن
نخست آنچه گوئی بمردم بکن.سعدی ( بوستان ).رجوع به زشت و دیگر ترکیبهای آن شود.