لغت نامه دهخدا
پس خیز. [ پ َ ] ( نف مرکب ) شاگرد و نومشق کشتی گیران چرا که بعد از تعلیم همه شاگردان استاد بجهت تعلیم با او کشتی گیرد. ( بهار عجم و شرح از غیاث اللغات ).
پس خیز. [ پ َ ] ( نف مرکب ) شاگرد و نومشق کشتی گیران چرا که بعد از تعلیم همه شاگردان استاد بجهت تعلیم با او کشتی گیرد. ( بهار عجم و شرح از غیاث اللغات ).
( اسم ) شاگرد و نومشق کشتی گیران نوچه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو چشم جادویش خونریز کردی سر زلفش ز پی پس خیز کردی