پس خیز

مترادف‌ها

عقب‌نشینی، عقب رفتن

متضادها

پیش رفتن، جلو رفتن

لغت نامه دهخدا

پس خیز. [ پ َ ] ( نف مرکب ) شاگرد و نومشق کشتی گیران چرا که بعد از تعلیم همه شاگردان استاد بجهت تعلیم با او کشتی گیرد. ( بهار عجم و شرح از غیاث اللغات ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) شاگرد و نومشق کشتی گیران نوچه.

جمله سازی با پس خیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو چشم جادویش خونریز کردی سر زلفش ز پی پس خیز کردی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران