وصافی

لغت نامه دهخدا

وصافی. [ وَص ْ صا ] ( حامص ) وصف بسیار.

فرهنگ فارسی

توصیف بسیار.

جمله سازی با وصافی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جلوه حسن ز وصافی اوست سکه عشق ز صرافی اوست

💡 آفرین افرین بر درخت های نارنج، رضوان هم هرگز مثل این ها نداشت. طوبی باین خوبی نیست، سدره باین جلوه نمیباشد. باقی مدایح شما و وصافی نارنج ها در عهدة شاهمیرخان باشد، چرا که جهود آمد و مرا بحضور برد.

💡 بلند اقبال وصافی دل از آنم که فکر وذکر من پیوسته هو شد

💡 عطار به وصافی گرچه به کمال آمد شد گنگ زبان او در وصف کمال تو