لغت نامه دهخدا
وذیل. [ وَ ] ( ع اِ ) وذائل. ج ِ وذیلة. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). به معنی آیینه و پاره ای از سیم جلاداده. رجوع به وذیلة شود.
وذیل. [ وَ ] ( ع اِ ) وذائل. ج ِ وذیلة. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). به معنی آیینه و پاره ای از سیم جلاداده. رجوع به وذیلة شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنرخت قاری گو کز کم وذیل دروی توانیم زد دست و پائی