وخیمه
مترادفها
وخیم، خطرناک
متضادها
سالم، آرام، سبک
لغت نامه دهخدا
( وخیمة ) وخیمة. [ وَ م َ ] ( ع ص ) ( ارض... ) زمین که گیاهش ناسازوار و ناگوارنده باشد. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || ( بلدة... ) شهر ناموافق باشندگان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). شهری که برای سکنی ̍ ناسازوار باشد. رجوع به وخمة شود. || وخیم و کارهایی که انجام آن منجر به بدی گردد. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به وخیم شود.
جمله سازی با وخیمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردم در زمستان به آنجا میروند وخیمه وخرگاه برپا میکنند و در روزهای تعطیلی ومناسبات به «خریمه» به گشت و تفریح و طبخ میروند.