لغت نامه دهخدا
واگیره. [ رَ / رِ ] ( اِمص مرکب ) سرایت. سرایت مرض. ( یادداشت مؤلف ). || ( اِ مرکب ) درجه. ( یادداشت مؤلف ). || در اصطلاح نجاران، خطی که بر چوب کشند با مداد و جز آن و طول یا عرض مطلوب را بدان مقیاس کنند. ( یادداشت مؤلف ).
واگیره. [ رَ / رِ ] ( اِمص مرکب ) سرایت. سرایت مرض. ( یادداشت مؤلف ). || ( اِ مرکب ) درجه. ( یادداشت مؤلف ). || در اصطلاح نجاران، خطی که بر چوب کشند با مداد و جز آن و طول یا عرض مطلوب را بدان مقیاس کنند. ( یادداشت مؤلف ).
۱ - ( اسم ) سرایت ( مرض ۲ - ( اسم ) درجه ۳ - خطی که بامداد و جز آن بر چوب کشند و طول و عرض مطلوب را بدان مقیاس کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در تصویرسازیهای ایرانی بخصوص تذهیب تکرار نقش مایه بسیار استفاده شده اگر این تکرار مستقیم باشد واگیره انتقالی و اگر به صورت قرینه باشد واگیره متقارن نامیده میشود.