وافره

لغت نامه دهخدا

( وافرة ) وافرة. [ ف ِ رَ ] ( ع ص ) مؤنث وافر. رجوع به وافر شود. || ( اِ ) سرین قچقار چون کلان گردد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). دنبه قچقار وقتی که کلان گردد. ( ناظم الاطباء ). دنبه بزرگ قوچ. ( از اقرب الموارد ). || هر پیه پاره دراز. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). هر قطعه ای از پیه که دراز گردد. ( ناظم الاطباء ). || این جهان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). دنیا. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
- ام وافرة؛ این جهان. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
|| حیات. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( تاج العروس ).زندگی.

فرهنگ فارسی

مونث وافر یا هر پیه پاره دراز یا این جهان

جمله سازی با وافره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معجم الادبا درباره وی نوشته: «وی حامی شعراء و ادباء و اهل علم بود و مؤلفین وقت کتب خویش بنام او می کردند و صلات وافره از وی می یافتند و از جمله حسن بن احمد الاعرابی المعروف بالاسود الغندجانیست که کتابهای خود را بنام این وزیر نوشت. وفات بهرام بن مافنه بسال 433 هَ. ق. بود.»

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز