لغت نامه دهخدا
واریز کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) منهدم شدن. ریختن قسمتی از بنا در چاه و یا قنات و بنا و نظایر آن. || رسیدگی کردن به حسابها. تفریغ حساب کردن. تسویه حساب کردن.
واریز کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) منهدم شدن. ریختن قسمتی از بنا در چاه و یا قنات و بنا و نظایر آن. || رسیدگی کردن به حسابها. تفریغ حساب کردن. تسویه حساب کردن.
(مصدر ) یا واریز کردن حساب. تفریغ حساب کردن. یا واریز ساختمان بنا چاه و غیره ). فرو ریختن قسمتی از آن. یا واریز کردن کوه. فرو ریختن قسمتی از کوه بر اثر زلزله و غیره.
منهدم شدن ریختن قسمتی از بنادر چاه و یا قنات و بنا و نظایر آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در لغتنامهٔ دهخدا تفریغ حساب، واریز کردن حساب و فارغ شدن از آن معنی شدهاست که در عمل نیز تفریغ بودجه چنین کاربردی دارد. در فرهنگهای فارسی معین و عمید تفریغ به معنای فارغ ساختن، پرداخته کردن، آماده کردن و خالی کردن ظرف آمده.