هوب

لغت نامه دهخدا

هوب. [ هََ ] ( ع اِمص ) دوری. || ( ص ) مرد گول و بیهوده گوی. || ( اِ ) فروغ آتش. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

دوری مرد گول و بیهوده گوی

جمله سازی با هوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تلورانس‌های هم مرکز بودن هاب، ماژول‌های پایینی را که می‌توان عملاً با هوب کردن برش داد تا حدود ۰٫۵ ماژول محدود می‌کند.

💡 هابینگ یک فرایند ماشینکاری برای برش دنده، برش اسپلاین و برش چرخ دنده بر روی دستگاه هوبینگ است که نوع خاصی از دستگاه فرز است. دندانه‌ها یا خارهای چرخ دنده به تدریج در ماده (یک قطعه فلزی مسطح و استوانه ای) توسط یک سری برش‌هایی که توسط ابزار برشی به نام هوب ایجاد می‌شود، بریده می‌شوند.

💡 یا من هوب سیدی و اعلی و اجل یا من انا عبده و ادنی و اقل

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز