لغت نامه دهخدا
هنرفروش. [ هَُ ن َ ف ُ ] ( نف مرکب ) آنکه عرض هنر کند. ( آنندراج ):
کمال کسب کن اما هنرفروش مباش
دکان خوش است کسی در دکان نمی باید.کلیم.
هنرفروش. [ هَُ ن َ ف ُ ] ( نف مرکب ) آنکه عرض هنر کند. ( آنندراج ):
کمال کسب کن اما هنرفروش مباش
دکان خوش است کسی در دکان نمی باید.کلیم.
( صفت ) آنکه ادعای هنرمندی و اظهار فضل کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گیرم خدا نکرده، شود کس هنر فروش صد خرمن هنر نخرد جز به یک شعیر
💡 کمال کسب کن اما هنر فروش مباش دکان خوشست کسی در دکان نمیباید