همه روزه
مترادفها
هر روز، روزانه، مدام، همواره
متضادها
گهگاه، گاهبیگاه
لغت نامه دهخدا
همه روزه. [ هََ م َ / م ِ زَ / زِ ] ( ص نسبی )آنچه در همه روزها باشد یا انجام پذیرد و مکرر باشد. || ( ق مرکب ) به تکرار. پیوسته. همیشه.
فرهنگ فارسی
۱- هررزو: همه روزه بگردش میرود. ۲- ( صفت ) مربوط بهرروز آنچه که هررور انجام گیرد: کار هر روز. من است.
جمله سازی با همه روزه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 باکو اولین مکانی است که بشر در آنجا نفت را استخراج کرده است و به گفته مارکوپولو در ۱۲۷۳ میلادی نفت آن برای سوزاندن و برای درمان (پماد روغن سیاه) همه روزه توسط صدها کشتی و شتر صادر شدهاست.
💡 ای جان کم از او گیر برو با غم او باش دل رفت و همه روزه در آن می نتوان شد
💡 ساعت کاری: مجموعه تله کابین نمکابرود همه روزه از ساعت ۹:۳۰ تا ۲۲ آماده ارائه خدمات به مراجعین خود می باشد.
💡 حیض همه روزه داشت زان شد مستور وز دختر رز هیچ که عذر پیش نماند
💡 نفتد زجوش جانت نشیند این تجارت تو که زیر دیگ سودا همه روزه نار داری
💡 از خلعت تو مدح سرایان تو ای شاه در خانه همه روزه همه بندندآذین
💡 او برای حفظ سلامتی و آمادگی جسمانی خود، همه روزه ساعاتی را به ورزش کردن در فضای باز و پیادهروی طولانی اختصاص میدهد.
💡 در این شرکت بزرگ، همه روزه گزارشهای مالی و عملکرد بخشهای مختلف به دقت بررسی میشود تا از بروز هرگونه اشتباه جلوگیری شود.
💡 مطالعه و یادگیری مهارتهای جدید باید به صورت همه روزه و مداوم انجام شود تا بتوان در دنیای پرجنبوجوش امروز موفق بود.