لغت نامه دهخدا
هم فکر. [ هََ ف ِ ] ( ص مرکب ) هم عقیده. هم اندیشه.
هم فکر. [ هََ ف ِ ] ( ص مرکب ) هم عقیده. هم اندیشه.
هم عقیده هم اندیشه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او پس از بازنشستگی هم بهصورت حقالتدریس به آموزش مشغول بود. دکتر خانبابا بیانی پس از کنارگذاشتن آموزش بهمنظور سر و سامان دادن و تشکیل آرشیو وزارت امور خارجه به آنجا دعوت شد و سازمان بزرگ و منسجمی بنیان نهاد. او در بیان چگونگی پذیرش این سمت گفته بود: «حقیقت این است که برای انجام این مسئولیت مقداری هم فکر روزگار پیری را کردم تا در پیری بیثمر نمانم».
💡 پس از وقوع این حادثه و زمانی که دیدم جامعه ورزش کشور برای کمک به مردم زلزله زده دست به کار شدند و هر یک به نوع خود کاری کردند من هم فکر کردم که به عنوان یک ورزشکار پارالمپیکی چه کاری میتوانم انجام دهم و تصمیم گرفتم سهم کوچکی در این جریان عظیم داشته باشم. بر این اساس تصمیم گرفتم ارزشمندترین مدالم یعنی مدال طلای بازیهای المپیک ریو را به نفع مردم آسیب دیده در این حادثه تلخ به فروش بگذارم.
💡 «ما هنوز جهان را بر اساس مدل دو قطبی جنگ سردی میبینیم و با معیارهایی میسنجیم که دیگر جوابگو نیستند. همین امروز هم فکر میکنیم که روسیه و چین با یک نگاه ژئواستراتژیک باید کنار ایران بایستند و با آمریکا بجنگند. در صورتی که روسیه و چین – بهویژه چین – رقابت خود با آمریکا را در حوزهٔ تکنولوژی تعریف کردهاند، نه در حوزهٔ ژئو استراتژیک.»