لغت نامه دهخدا
هم ذوق. [ هََ ذَ / ذُو ] ( ص مرکب ) هم سلیقه. ( یادداشت مؤلف ). دو تن که علایق و تمایلات مشابه دارند. هم طبع.
هم ذوق. [ هََ ذَ / ذُو ] ( ص مرکب ) هم سلیقه. ( یادداشت مؤلف ). دو تن که علایق و تمایلات مشابه دارند. هم طبع.
هم سلیقه دو تن که علایق و تمایلات مشابه دارند هم طبع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نهان میدارد از شرم تکلم لعل خاموشش چو بند نیشکر در بوس هم ذوق شکرخایی
💡 غالب چو ز ناسازی فرجام نصیب هم بیم عدو دارم و هم ذوق حبیب
💡 گفت آن را جمله میگفتند خوش مر مرا هم ذوق آمد گفتنش
💡 وآنجا که دهد دست به هم ذوق حضورش ره نیست در آن حلقه حدیث حدثان را
💡 بطایر ارنی سنج بی اثر نغمه بلن ترانی هم ذوق مژده دیدار
💡 پادشاه و گدا نشسته به هم ذوق آن شاه و این گدا دریاب