لغت نامه دهخدا
هشیارسر. [ هَُ ش ْ س َ ] ( ص مرکب ) هوشیار. هوشیاردل. هوشمند:
بدو گفت ای پور هشیارسر
برافراخته سر ز بسیار سر.فردوسی.گفت عیسی را یکی هشیارسر
چیست در هستی ز جمله صعب تر؟مولوی.
هشیارسر. [ هَُ ش ْ س َ ] ( ص مرکب ) هوشیار. هوشیاردل. هوشمند:
بدو گفت ای پور هشیارسر
برافراخته سر ز بسیار سر.فردوسی.گفت عیسی را یکی هشیارسر
چیست در هستی ز جمله صعب تر؟مولوی.
هوشیار هوشیار دل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برو با سواران هشیار سر نگه دار مر کاخ را بام و در
💡 رندان خانه بدوش هشیار سر سروش بیگانه ایم ز هوش با عشق منتسبیم
💡 میان باغ ز هر گونه عاشقی سرمست چنانکه مردم هشیار سر کشند به دوش
💡 گفت عیسی را یکی هشیار سر چیست در هستی ز جمله صعبتر