لغت نامه دهخدا
هراسناک. [ هََ ] ( ص مرکب ) ترساننده. ترسناک. هراس انگیز. ( یادداشت به خط مؤلف ). رجوع به هراس شود.
هراسناک. [ هََ ] ( ص مرکب ) ترساننده. ترسناک. هراس انگیز. ( یادداشت به خط مؤلف ). رجوع به هراس شود.
( ~. ) (ص. ) هراس انگیز، ترسناک.
= ترسناک
(صفت ) هراس انگیز ترسناک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ژانویه 2004، اندکی پس از اینکه رسماً شهروند آمریکا شد، اسامه الشعیبی فیلمساز عراقی الاصل به بغداد سفر می کند تا از خانواده ای که بیش از دو دهه است ندیده است دیدن کند. او به همراه همسرش کریستی سفر را انجام می دهد. اگرچه صدام حسین در ماه دسامبر توسط نیروهای آمریکایی دستگیر شده بود، بغداد در وضعیت آشفتگی شدید با انفجارهای مهیب است که هر روز رخ می دهد و هراسناک است. با این حال، اوساما و کریستی از بیتوجهی خانوادهاش نسبت به هرج و مرج شگفتزده میشوند. وقتی بمبی منفجر میشود و کل خانه را تکان میدهد، تعریف پسر عموی اسامه از این وسیله انفجاری به عنوان "بمب خوب" یاد میکند، نام فیلم از این رو است.
💡 در خصوص داستان فیلم بیگناهان اختلاف نظر وجود دارد و تا پایان نیز گره از ابهام موجود در آن باز نمیشود. به باور برخی از منتقدان، بیگناهان فیلمی روانشناختی است که شخصیت اصلی آن از بیماری پارانویا رنج میبرد، با چنین نگرشی، ساخته جک کلِیتون، درامی سراسر تعلیق است که با شک و تردید میتوان آن را در زمره فیلمهای ارتباط با جن و روح قرار داد. در این نظر، فیلم دربارهٔ زنی روانپریش است که تنها خود این ارواح را میبیند، اما از آنجا که تماشاگر تا لحظات آخر از بیماری او مطلع نیست، به شدت از تصویری که در واقع توسط شخصیت اصلی به وی ارائه میشود، هراسناک میگردد.