لغت نامه دهخدا
ناگشودن. [ گ ُ دَ ] ( مص منفی ) نگشادن. نگشودن. ناگشادن. باز ناکردن. مقابل گشودن.
ناگشودن. [ گ ُ دَ ] ( مص منفی ) نگشادن. نگشودن. ناگشادن. باز ناکردن. مقابل گشودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون غنچه صد دل پاره شد لب ناگشودن مشکل است با این پریشان خاطری مجموع بودن مشکل است