لغت نامه دهخدا
ناکاسته. [ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) کاسته نشده. کم نشده. ( ناظم الاطباء ). مقابل کاسته. رجوع به کاسته شود.
- ماه ناکاسته؛ بدر. ماه تمام. ( ناظم الاطباء ):
یکی نامه درخواست آراسته
فروزان تر از ماه ناکاسته.فردوسی.به شب ماه ناکاسته چون بود؟
چنان بود اگر مه به افزون بود.فردوسی.مجلس خلوت نگر آراسته
روشن و خوش چون مه ناکاسته.نظامی.