مشکین پرند

لغت نامه دهخدا

مشکین پرند. [ م ُ / م ِ پ َ رَ ] ( ص مرکب ) در صفات ابر و شب و امثال آن مستعمل است. ( آنندراج ). شب و یا ابر سیاه. ( ناظم الاطباء ):
علم برکش ای آفتاب بلند
خرامان شو ای ابر مشکین پرند.نظامی.شب هجران سپاه درد را شور حزین تو
درفش کاویان از ناله مشکین پرند آرد.شیخ العارفین ( ازآنندراج ).|| ناله وزاری بد و زشت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. شب.
۲. سیاهی شب.
۳. ابر سیاه.

فرهنگ فارسی

در صفات ابر و شب و امثال آن مستعمل است. شب و یا ابر سیاه.

جمله سازی با مشکین پرند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا نقاب از رخ برافکنده است در مشکین پرند چشم مجمر آب آورده است از دود سپند