مسبت

لغت نامه دهخدا

مسبت. [ م ُ ب ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر اسبات. رجوع به اسبات شود. || در روز شنبه درآینده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). به شنبه درآمده. شنبه را عید کرده ( یهود ). ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || آنکه از جای نجنبد. ( منتهی الارب ). آنکه به سبب بیماری یا غیره حرکت نکند، و نیز بیمار اگر دراز کشیده باشد چون شخص خفته که چشمان خود را بسته باشد. ( اقرب الموارد ). || آنچه خواب آورد و با منوم مرادف است. ( مخزن الادویه ). سبات آور. خواب آور: بنج را پاره ای مسکر و بعضی مسبت دانند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). و رجوع به مُسبِّت شود.
مسبت. [ م ُ س َب ْ ب ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر تسبیت. رجوع به تسبیت شود. || منوم و مسکن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مُسبِت شود. || شتر یا گوسپندی که بچه افکند. ( ناظم الاطباء ).
مسبة. [ م ِ س َب ْ ب َ ] ( ع ص ) آنکه مردم را دشنام بسیار دهد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). مِسب. و رجوع به مسب شود.
مسبة. [ م ِ س َب ْ ب َ ] ( ع اِ ) انگشت سبابه. ( اقرب الموارد ). انگشت شهادت. مسبحة.

فرهنگ معین

(مُ سَ بِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) دوای خواب آور.

فرهنگ فارسی

( اسم ) دوای خواب آور.
متوم ومسکن

جمله سازی با مسبت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اما در نهایت کاترینا با صحبتهای نامادری اش مواجه می‌شود که مشخص می‌کند اوست که کنترل سوار بی سر را در دست دارد. با مرگ بالتوس ون تسل، ایکابد بازمی‌گردد و با کمک کاترینا و مسبت جوان، پسر یکی از مقتولین، سر سوار را به او برمی‌گرداند و نامادری کاترینا همراه سوار بی سر برده می‌شود و می‌میرد.

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز