لغت نامه دهخدا
لحت. [ ل َ ] ( ع مص ) به چوب دستی زدن کسی را. || خراشیدن و برکندن پوست عصا را. ( منتهی الارب ).
لحت. [ ل َ ] ( ع ص ) بردٌ بحت ٌ لحت؛ سردی خالص و کامل. ( منتهی الارب ).
لحت. [ ل َ ] ( ع مص ) به چوب دستی زدن کسی را. || خراشیدن و برکندن پوست عصا را. ( منتهی الارب ).
لحت. [ ل َ ] ( ع ص ) بردٌ بحت ٌ لحت؛ سردی خالص و کامل. ( منتهی الارب ).
به چوب دستی زدن کسی را یا خراشیدن و بر کندن پوست عصا را.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خف اللَّه و استر ذا الجمال ببرقع فان لحت حاضت فی الخدور العواتق