قلیانی
مترادفها
قلیان
لغت نامه دهخدا
قلیانی. [ ق َل ْ ] ( ص نسبی ) نسبت است به قلیان.
- کدوی قلیانی؛ نوعی است از کدو که سری بزرگ و پهن دارد مانند کوزه قلیان.
فرهنگ فارسی
نسبت است به قلیان: کدوی قلیانی نوعی است از کدو که سری بزرگ و پهن دارد مانند کوزه قلیان.
فرهنگستان زبان و ادب
{pandurate} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی بخش یا اندامی به شکل تخم مرغ وارونه در گیاهان که در بخش میانی تورفتگی داشته باشد متـ. قلیانی شکل panduriform
جمله سازی با قلیانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شواهد مادی و فرهنگی احتمالی دیگری در مورد تماس پیشاکلمبی پلینزیاییها با قاره آمریکا با درجات مختلف باورپذیری وجود دارد. این شامل وجود مرغ، نارگیل و کدو قلیانی است. این سؤال که آیا پلینزیها به قاره آمریکا رسیده بودند و میزان تأثیرات فرهنگی و مادی ناشی از چنین تماسی، در میان انسانشناسان بسیار بحثبرانگیز است.