قبله رو

مترادف‌ها

رو به قبله

لغت نامه دهخدا

قبله رو. [ ق ِ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) در تداول رو بقبله است.

فرهنگ فارسی

رو بقبله.

جمله سازی با قبله رو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون زان بت آشفته خو آرم بسوی قبله رو بسته چو از هر تار مو بر گردنم زنارها

💡 اینقدر تعظیم نیرنگ خم ابروی کیست حیرت است از قبله رو گرداندن محراب‌ها

💡 تا به طاق ابرویت آورده ام روی نیاز می نپندازم نمازم اندر این قبله رو است

💡 ز قبله رو به قفا کرده سجده می آرد کسی که گوشهٔ محراب در نظر دارد

💡 از در مسجد درآ با آن دو ابروی و ببین پشت سوی قبله رو در روی خود محراب را

💡 تا کی چو زاهد بی جهت آریم سوی قبله رو محراب طاعت بس بود ما را خم ابروی تو

💡 برای انجام صحیح نماز، بسیار مهم است که فرد در وضعیت کاملاً قبله رو قرار بگیرد تا تمام ارکان عبادات مذهبی او بر اساس اصول شرعی باشد.

💡 معماران در طراحی مساجد قدیمی همواره تلاش می‌کردند تا محراب و تمامی اجزای اصلی ساختمان را به صورت دقیق و مهندسی‌شده در حالت قبله رو قرار دهند.

💡 هنگام حرکت به سمت مکه، مسافران دائماً از طریق ابزارهای مختلف جغرافیایی سعی می‌کنند تا جهت حرکت خود را به صورت قبله رو و صحیح تنظیم کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران