لغت نامه دهخدا
فیرش. [ رِ ] ( اِمص ) اسم مصدر از فیریدن. تفاخر. ( یادداشت مؤلف ).
فیرش. [ رِ ] ( اِمص ) اسم مصدر از فیریدن. تفاخر. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنین بود تا قارن تیزچنگ ز فیرش بپردخت و آمد به جنگ
💡 که فیرش حصاری بدی آن زمان ز دریا برآورده سر تا آسمان