فقراء

مترادف‌ها

فقرا، تهیدستان، نیازمندان، مستمندان، بیچارگان

متضادها

اغنیا

لغت نامه دهخدا

فقراء. [ ف ُ ق َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ فقیر. ( منتهی الارب ) ( ترجمان علامه جرجانی ترتیب عادل بن علی ). کسانی که حرفه ای ندارند یا صاحبان حرفه که حرفه آنها زندگیشان را کفایت نکند. ( از اقرب الموارد ): لیطلق علی الفقراء و المساکین. ( تاریخ بیهقی ). کهف الفقراء ملاذ الغرباء. ( گلستان ).

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی فُقَرَاءِ: فقیران - تهیدستان- نیازمندان - محتاجان
ریشه کلمه:
فقر (۱۴ بار)

جمله سازی با فقراء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دی گذشتیم برآن دلبرو گفتیم دعا قال من انتم قلنا فقراء غربا

💡 و گفت: علامت فقراء صادق آنست که سؤال نکنند و معارضه نکنند و اگر کسی با ایشان معارضه کند خاموش شوند.

💡 در متون قدیمی مذهبی، همواره توصیه شده است که باید به فقراء و نیازمندان کمک کرد تا بتوانند زندگی شرافتمندانه خود را در جامعه حفظ کنند.

💡 خیریه‌ها با جمع‌آوری کمک‌های مردمی تلاش می‌کنند تا نیازهای اساسی فقراء و کسانی که توانایی مالی ندارند را در مناطق محروم برطرف کنند.

💡 توزیع گسترده مواد غذایی در میان فقراء در ایام روزه، یکی از سنت‌های زیبایی است که همبستگی و مهربانی را در جامعه تقویت می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران