عسیف

لغت نامه دهخدا

عسیف. [ ع َ ] ( ع ص، اِ ) مزدور و بنده مستعان به. ( منتهی الارب ). اجیر، و گویند مملوک و برده حقیرداشته شده. ( از اقرب الموارد ). || پیر فانی. ج، عُسفاء. ( منتهی الارب ). جمع آن عسفاء است بر قیاس، و عِسَفة است برخلاف قیاس. ( از اقرب الموارد ).
عسیف. [ع ِس ْ سی ] ( ع ص ) آنکه راهها را بدون دلیل و راهنما و بدون هدف و رهنمایی بپیماید. ( از اقرب الموارد ).

کاباره یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
کیری یعنی چه؟
کیری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز