فزونی کردن

لغت نامه دهخدا

فزونی کردن. [ ف ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پیش افتادن. سبقت گرفتن:
به داداز نیاکان فزونی کنم
شما را بدین رهنمونی کنم.فردوسی.|| بیشتر ساختن. زیادتر کردن:
به آن کس ترا رهنمونی کنم
بهنگام یاری فزونی کنم.فردوسی.رجوع به فزونی شود.

فرهنگ فارسی

پیش افتادن. سبقت گرفتن

جمله سازی با فزونی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون فزونی کردن اینجا سود نیست غیر صبر و مرحمت محمود نیست

جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز