پویندگی

لغت نامه دهخدا

پویندگی. [ ی َ دَ/ دِ ] ( حامص ) حالت و چگونگی پوینده. عمل پوینده.

فرهنگ عمید

حالت و عمل پوینده.

فرهنگ فارسی

حالت و چگونگی پوینده عمل پوینده.

جمله سازی با پویندگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تدریس یا آموختن به آن بخش از پویندگی (فعالیت)های آموزشی که با حضور آموزگار در کلاس درس رخ می‌دهد نام نهاده می‌شود. تدریس بخشی از روند آموزش و پرورش است که یک رشته کردارهای به سامان و از پیش برنامه‌ریزی شده را در برمی‌گیرد و هدفش پیدایش شرایط دلخواه یادگیری از سوی آموزگار است.

💡 زیان، دنیا طلب از پهلوی پویندگی بیند که رفتن دور می سازد، ره رو بر قفایان را